تبلیغات
قلم باران
قالب وبلاگ
قلم باران
من یک قلم هستم! 

ابتدا به آدرس زیر مراجعه کنید:

http://ghalambaran.mihanblog.com/post/233




قدیم تر ها در شب یلدا همه میرفتن خونه ی بزرگتر ها و دور یک کرسی می نشستن و گل میگفتن و گل می شنفتن . آجیل، انار و هندونه هم قسمت اصلی ماجرا بود.

حالا...

انار و هندونه و آجیل هست اما کرسی نیست. گاهی خونه ی بزرگتر ها هم حذف میشه و جاش رو به پارک و شهر بازی و سینما و... میده!

باید برای خودمون متاسف باشیم! ما یادمون رفته چی بودیم. حالا چی شدیم؟

البته هنوز هم هستند کسانی که پای کرسی می نشینند و گل می گن و گل می شنون. مشاعره میکن. فال میگیرن و...

امسال که شب یلدا مون آخرین شب عمرمونه...!!!!!!!!!!!!!

درسته این حرف غلطه، اما شاید به خاطر همین هم که شده خیلیا تصمیم بگیرن امسال بهتر از سال های پیش این مهمونی رو برگزار کنن.

شب یلدا یعنی شروع زمتستونی که همیشه ازش با سرما و بدی و تلخی یاد شده...

اما من یه جورایی دلم برای مظلومیتش میسوزه! زمستون مظلومه چون با امتحانای ترم شروع میشه و آخراش هم همه لحظه شماری میکنن واسه بهار و تعطیلی.

اما انصافا برف های امسال نوید یه زمستون سرد و قشنگ رو میده...

و چه قدر خوب میشه اگه شب یلدا هم برف بیاد...




طبقه بندی: زنگ انشا، 
برچسب ها: انشا،  
[ سه شنبه 28 آذر 1391 ] [ 03:53 ب.ظ ] [ قلم ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

مینویسم آی مینویسم!!!
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :