تبلیغات
قلم باران
قالب وبلاگ
قلم باران
من یک قلم هستم! 

محمد میگه طلاقم نمیده، امیر اعصابش خرد شده... چه زندگی بدیه...

من طلاق میخوام چون کشورم رو خیلی بیشتر از محمد دوست دارم...

خیلی بیشتر . هر چند محمد هم میاد ایران. بیشتر از من اما تازگیها یه پیشنهاد کار بهش شده که عمرا برگرده ایران...

خونه ی مارال هستیم. مثل همیشه با محبته. ازش خواهش کردم با محمد حرف بزنه. نمیدونم چی میشه...

روی میز مارال یه دفتره که روش نوشته شده مصاحبه ها. راستش فضولیم گل کرد و یه کمیش رو خوندم. چند تا مصاحبه است راجع به آقا محمود خدا بیامرز. جالبن.

کاش محمد یه کم شبیه آقا محمود بود.




طبقه بندی: داستان یک پرواز، 
برچسب ها: داستان یک پرواز،  
[ چهارشنبه 15 آذر 1391 ] [ 04:44 ب.ظ ] [ قلم ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

مینویسم آی مینویسم!!!
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :