تبلیغات
قلم باران
قالب وبلاگ
قلم باران
من یک قلم هستم! 
همه شب دست به دامان خدا تا سحرم

که خدا از تو خبر دارد و من بی خبرم

رفتی و هیچ نگفتی که چه در سر داری

رفتی و هیچ ندیدی که چه آمد به سرم

گرمی طبعم از آن است که دل سوخته ام

سرخی رویم از این است که خونین جگرم

کار عشق است نماز من اگر کامل نیست

آخر آنگاه که در یاد توام در سفرم

این چه کرده است که هرروز تورا می بیند؟

من از آیینه به دیدار تو شایسته ترم

عهد بستم که تحمل کنم این دوری را

عهد بستم ولی از عهد خودم می گذرم

مثل ابری شده ام دربه درِ شهربه شهر

وای از آن دم که به شیراز بیفتد گذرم...


برچسب ها: شعر،  
[ شنبه 22 مهر 1391 ] [ 03:50 ب.ظ ] [ قلم ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

مینویسم آی مینویسم!!!
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :